غريبانه بايد گريست براي مظلوميتي كه در تاريخ رسوب و گلوي عاشقان را لبريز از بغض غربت كرده است. هرچند ظلم و ستم بر بدنها و اجساد شما اسطورههاي پاكي نيز تعدي بر بيوتي جسماني است كه خداوند اراده كرده است، نام و آوازهاش از مجراي آن در جهان طنينانداز شود و به واقع ظلم بر خداست، اما دشمنتان با تخريب حريم مدفن مقدس جسم دنيايي شما، تنها بر خاندان تقدس و پاكي ظلم روا نداشته، بلكه بر پيشاني حقيقت مهر مظلوميت كوبيده است. خاك بقيع، سرمه چشمان شيفتگان حقيقت است؛ هرچند در خود بنايي و منارهاي و گنبدي جاي نداده و طوطياي ديدگان جوياي معرفت است و هرچند بوي غربتش حلقوم پر از درد را ميفشارد. دشمنتان ندانست و نميخواست بداند كه معارف و محبت شما از جنس سنگ و چوب نيست كه با شكستن و سوزاندن نابود شود و نديد كه چگونه ريزش منارهها، نامهاي زيبايتان را پرآوازهتر كرد و هر چه اين اسماء احسناي الهي پرآوازهتر، كام دوستانتان شيرينتر، چرا كه خود به ما آموختيد بگوييم: «فما احلي اسمائكم». آنانكه قبور ائمه هدايت و رستگاري را ويران كردند، پيش از همه چيز، راههاي منتهي به سرزمين معرفت را از بين بردند و جهالتشان را در اعماق قلبهاي تاريكشان، آنجا كه نور راه نمييابد، موميايي كردند، تا جهلشان بماند و بماند و بماند. آنكه بيحرمتي كرد، ندانست كه تيشه بر ريشه خود ميزند و نتوانست باور كند كه ريشه شجره طيبه، عندالله ثابت است و هرگز نميخشكد و شاخسارش هر روز بيش از پيش شكوفا ميشود و ميوههاي شيرين و حياتبخش ايمان را به بار مينشاند. دشمنتان بنياد خود كند، چرا كه نميدانست شما بر او حتي از پدر و مادر نيز مهربانتريد و پرده عصمت خود دريد، زيرا درنمييافت كه آبرو و عصمت از شما سرچشمه ميگيرد. درد بزرگ شما نيكان و مناديان حقيقت، جهالت و واپسماندگي بشر از معرفت و نور بود و آنان كه اراده كردند، نور الهي را خاموش كنند، آيا ندانستند كه قرآن به ذلت و شكستشان وعده داده است. مظلوميت شما چشم افق را پر ميكند، چرا كه ائمه كفر هنوز امت محمد (ص) را فريب ميدهند و ستارههاي آسمان هدايت و انسانيت پس از قرنها مهجورند و غريب... . غربت واژه غريبي است براي توصيف اين همه تنهايي، اين همه مظلوميت، اين همه ... و هتك حرمت واژه عجيبي است در برابر آن همه ظلم، آن همه ناسپاسي، آن همه جهالت، آن همه... . چشمهاي ما براي از بين رفتن خشت و گل و سنگ و آهن اين همه باراني نميشود، ديدگان ما ميبارند از آن روي كه فرصتهاي خداوند براي اصلاح و تعالي بشريت پيوسته از بين ميرود و حقيقت، با وسوسههاي شيطاني باز هم در پس پرده غفلت، زير لالههاي نفسانيت بشر و جرمهاي سياه دل آدميزاد پنهان ميماند. غربت يعني انسان نيازمند هدايت با تمام وجود به ائمه هدي (ع) كينه بورزد، غربت يعني تمام سالهاي حيات دنيوي حسن بن علي (ع) علي بن حسين (ع)، محمدبن علي (ع) و جعفربن محمد (ع)، غربت يعني يك عمر مجاهدت براي هدايت و سعادت بشريت جاهل و در آخر جنازه بهشتي خود را نشانه تيرهاي شيطاني جهل و كينه و دشمني ديدن، يعني زهر تلخ از جام جاهلان متنسك نوشيدن، يعني سبط اكبر پيامبر (ص)، يعني محتبي (ع). غربت يعني دعا و سجده بر درگاه ربوبي براي سعادت مردم و در آخر اسير انديشههاي ناپاك همين مردم شدن، غربت يعني گريختن از اقيانوسهاي علم و معرفت و دانايي و جراحتي عميق در جهان محور عالم بر جاي نهادن. غربت يعني قرنها كينه، جهل، ناداني، غربت يعني دلبستگي به اين عالم خاكي، چهار مزار خاكي، غربت يعني بقيع و... امروز اين غربت، اين مظلوميت از پس قرنها به اين نقطه از تاريخ رسيده است و انسان غافل و محبوس دنياي تاريك هواهاي نفساني همچنان در پي گسترش ابعاد اين ظلم تاريخي است. اي كاش ميشد كاري كرد؛ اي كاش ميشد اين غربت را به تاريخ سپرد و جهالت را ريشهكن كرد؛ اي كاش ميشد به تاريكيها و ظلمات و خودخواهي و عصيان، نور الهي تاباند؛ اي كاش ميشد اين آفتاب پشت ابرهاي سياه غفلت را به دلهاي فرزندان آدم نشان داد؛ اي كاش ميشد بقيع را دوباره و بهتر از هميشه آباد كرد و اي كاش ميشد از اين همه غربت اهل بيت (ع) اندكي كاست. به نقل از تابناک
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 14:22  توسط مهاجر
|
رمضان آمد. یه خبر ساده که در پسش هزاران و هزاران راز نهفته است و شنیدنش کلی باعث مسرت میشه اما همیشه یه درد بزرگ رو واسه من تداعی می کنه کدوم درد؟؟ وقتی که رمضان ماه نازنین خدا شروع میشه اگه بویی از دین و مذهب برده باشیم که کلی قند توی دلمون آب میشه که دوباره میتونیم یه ماه روزه بگیریم ، شاید این وجدان درب و داغمونمون رو که در تقابل با اعمال حسنمون در طول سال کلی جریحه دار شده رو یه کم التیام بدیم و مرهمی باشه این فرصت طلایی؛ اگر هم کلاً راه وچاهمون جدا باشه که رمضان هم مثل یازده تا ماه دیگه... می خوام بگم: رمضان سی روزساده متشکل از 24 ساعت نیست، رمضان صیام هرروزه نیست که به قیام سحرگاه وصل بشه و تمام...رمضان از صبح تا شوم گرسنه و تشنه بودن نیست ، ماراتن استقامت معده هایی که قاروقور می کنن و دهانهایی که خشک می شن عینهو چوب..رمضان، افطاری های رنگارنگ نیست در پس گرسنگی خیلی ها،رمضان کم شدن ساعت کار اداری نیست و کلی حال، رمضان خلوت شدن مسرت آور شهر دم افطارو در پوست خود نگنجیدن نیست برای اینکه میتونی تا خود آزادی رو روی صندلی خالی BRT بشینی چیزی که در مواقع عادی شبیه یه رویاست، رمضان ... رمضان ماه آدم شدن و این دردیه که دلمو می سوزونه، بگم ها،خودمم جز گروه غافلینم ،ادعایی ندارم. تا حالا شده پای خاطرات و حرفهای پدر،مادر نشسته باشید وقتی که از فرصت های طلایی زندگیشون حرف می زنن که غفلت کردن و استفاده نکردن وقتی که با آب وتاب تعریف کردن داستان یه فرصت استثنایی رو شروع می کنن و با یه ناله جگرسوز ب پایان می رسونن...رمضان هم همین حکایت رو داره یه فرصت استثنایی از معدود فرصت هایی که خدا به ما بنده های بیچاره می ده که حالشو ببریم اما راستی اگه این رمضون آخرین رمضان عمرمون باشه وا دریغا وا دریغا وادریغ... رمضان ماه سر دادن رمز « بک یا الله» است و بار یافتن به آستان دوست، ماه شبهای عجیب قدر، ماه هم نوایی با علی(ع) در چاه، ماه زمزمه هایی که عاشقانه در کنج دل شب نجوا می شن، ماه برگشتن و ماندن،روزها و شب هایی که دل خانه خداست، زبان ها عطر دعا دارن و بوی خدا می دن شب هایی که فرشتگان ، عرش را از ذکر و مناجات آذین می بندن. فرصتی که التماس کنیم تا خدا شاید اومدنشو به جلو بندازه تا دیگه توی گلومون بغض و ناله اللهم العجل تلاقی پیدا نکنه و... پس بیاید شما را به خود رمضان قسم ؛ قدرش رو بدونیم و دعا کنیم « اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر و القبول علی ترضاه و یرضاه الرسول»« خدایا روزه ام را در این ماه به قدردانی و پذیرش مقرون فرما، آن چنان که تو بپسندی و بپسندد رسول خدا» راستی تا یادم نرفته عزیزم رهاکلکسیونی از بهترین احادیث در مورد رمضان رو توی آخرین پست وبلاگش گذاشتهُ، دیدنش خالی از لطف نیست. التماس دعا یاحق
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط مهاجر
|
گفتم: خستهام
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه .::خدا حائل هست بین انسان و قلبش (انفال/24) گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید .:: از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی اذکرکم گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتم: دلم گرفته گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله گفتی: ان الله یحب المتوکلین
گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: گفتم: ..... دیگه چیزی برای گفتن نداشتم!گفتم:چقدر احساس تنهایی میکنم .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو لذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟............! به قول محسن خیلی با این مطلب حال کردم حیفم اومد توی وبلاگم نیارمش.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 13:46  توسط مهاجر
|
یک سوال ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت ؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:2  توسط مهاجر
|
اگر یک سوسک در فنجان قهوه یک انگلیسی، برزیلی ، ایرانی، چینی یا اسراییلی بیفتد واکنش آنها چه خواهد بود؟
- انگلیسی ... فنجان را به خیابان پرتاب می کند و کافه را ترک می کند. - برزیلی ... حشره را خارج می کند و قهوه اش را سر می کشد. - ایرانی... درخواست تعويض قهوه را مي دهد. - چینی ... حشره و قهوه را با هم نوش جان مي كند!! - ولی مرد اسرائیلی ... : اسرائيل صهيونيسم 1- قهوه را به انگلیسی می فروشد و حشره را به چینی. ۲- حماس و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی با سلاحهای جدید به راه انداخته اند . 3- در تمام رسانه ها شیون و زاری می زند که امنیتش در خطر است . 5- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تعهد خواهد گرفت که به مردم خود بگوید از انداختن حشره در قهوه شهرک نشینان دست بردارند و دیوار حائل در اطراف تمام قهوه خانه هایش احداث خواهد نمود. 6- کرانه باختری و نوار غزه را بار دیگر اشغال می کند و با بولدوزر به جان باغها و خانه های فلسطینیان می افتد و آب و برق را قطع می کند و هر فلسطینیي را که ببیند به او شلیک می کند . 8- از آمریکا و انگلیس می خواهد تا در شورای امنیت تصویب کنند که قهوه چی های دنیا مجبور شوند تا به عنوان غرامت و خسارت این عمل یهودستیزانه تا پایان قرن يك دهم فروش قهوه خود را به یهودیان بدهند. 9- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام، تمام دنیا را متهم می کند که چرا فقط ایستادند و نگاه کردند و برای مصیبت او اندوهگین نشده و زار نزدند.....
به نقل از عصر ایران
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 12:47  توسط مهاجر
|
|